|
|
||||
|
به چه
مفهومی ميتوان گفت که انقلات روسیه اهميت بين المللی دارد؟ درنخستين ماه های پس از تصرف
قدرت سياسی در روسه بدست پرولتاريا (20 اکتبر به تقويم قديم برابربا 7 نوامبر به
تقويم جديد) ممکن بود تصور رود که تمايزات عظيم ميان روسه عقب مانده و کشورهای
پيشرفته اروپای موجب خواهد شد که انقلاب پرولتاريا در آن کشورها شباهتی بس اندکی
با انقلاب ما پيداکند. اکنون ما تجربه بين المللی بسيار قابل ملاحظه ای در دست
داريم بانهايت صراحت گويای آنست که برخی از خصائص اساسی انقلاب ما دارای اهميت
محلی نيستند يعنی از ويژگی ملی و صرفان روسی ناشی نمی شوند بلکه واجد اهميت بين
المللی هستند. من نيز در اين زمينه از اهميت بين المللی به مفهوم وسيع کلمه سخن
نمی گويم زيرا نه تنها برخی بلکه تمام خصائص اساسی و بسياری از خصائص فرعی انقلاب
ما از نظرتاثير آن در همه کشورها اهميت بين المللی دارند. نه منظور من مفهوم
کاملان محدود اين کلمه است بدينمعنی که با درک اهميت بين المللی به مفهوم اتبار
بين المللی ياناگزيری تاريخی تکرار آن چيزی در مقياس بين المللی که در کشور مارخ
داده است بايد پذيرفت که برخی از خصائص اساسی انقلاب ما دارای چنين اهميتی هستند. البته خطای عظيمی خواهد بود اگر
در اين حقيقت مبالغه شود و دامنه کارست آن از حدود برخی از خصائص اساسی انقلاب ما
فراتر رود.بهمين سان خطاست اکر اين نکته از نظر دورشود که پس از پیروزی انقلاب ولو
در يکی از کشورهای پيشرفته باحتمال قوی دگرگونی سريعی روی خواهد داد بدينمعنی که
اندکی پس از آن روسيه ديگر کشورنمونه نخواهد بود و بازکشوری عقب مانده خواهد شد(هم
اين حکم اصولی بسيارمهم لنين بيانگر يکی از تمايزات اساسی انقلاب اکتبر با کليه
انقلابهای ادوار پيشين يعنی خصلت عميقان انترناسيوناليستی آنست. مفهوم وسيع اهميت
بين المللی انقلاب اکتبر در چگونگی تاءثير نيرومند آن در تسريع روزافزون جنبش های
انقلابی و مجموعه فراگرد(پروسه انقلاب جهانی است که تجربه دوران پنجاه و هفت ساله
گذشه صحت کامل آنرابه ثبوت رسانده است. مفهوم محدودآن، برخلاف دعاوی
ايدئولوگی های بورژوا و رويزيونيستها که انقلاب اکتبر را پديده صرفا ملی و صرفا
روسی و ناشی از ويژگی های روسيه عقب مانده آن زمان ميدهند، آنست که اهميت برخی ار
خصائص اساسی اين انقلاب از حدود يک کشور و يک ملت ، يک منطقه و يک قاره فراتر می
رود و برای تمام کشورها و خلق ها مصداق میبايد يعنی اعتبار بين المللی و اهميت
عام کسب می کند. به ديگر سخن در ميان مجموعه خصائص انقلاب اکتبر خصائصی اساسی
معينی وجود دارند که به حکم قوانين عينی تکامل اجتماعی دارای خصلت عام و همگانی
هستند و تکرار آنها در مقاس بين المللی در جريان انقلاب های پرولتری و ساختمان
سوسياليسم در همه کشورها، ضمن انطباق برويژگی های هر کشور، ناگزيری تاريخی پيدا می
کند. به مفهوم شوروی و هم به مفهوم سوسياليستی ولی در لحظه تاريخی کنونی وضع عينا
چنانست نمونه روسی به همه کشورها پديده ای ، و آنهم پديده ای با ماهيت بسيار مهم،
از آينده ناگزير و نه چندان دورشان ،عرضه می دارد. کارگران پيشرو در تمام کشورها
ديربست اين نکته را درک کردهاند و چه بسا بيش از آنکه درک کرده باشند باغريزه ای
خاصی طبقه انقلابی آنرا دريافته و احساس کرده اند. محدود کلمه) حکومت شوروی و نيز
اهميت بين المللی ميانی تئوری و تاکتيک بلشويکی ناشی از همين عامل است. سران
انقلابی انترناسيونال دوم، يعنی کسانی چون کائوتسکی در آلمان ، اوتوبائرو فريدريش
آدلر در اتريش، اين نکته را درک نکردند و به همين سبب عناصری مرتجع و مدافع بدترين
اپورتونيسم و سوسيال خيانت پيشگی از کار در آمدند. ضمنا جزوه ی مجهول المؤلف انقلاب
جهانی( که در سال 1919 در وين اتشاريافت نمايانگر تمام سيرفکری و تمام محدوده فکری
و به بيان دقيقتر نشانگر تمام ژرفای کوته انديش ، نص گرايی يدانتيسم فرومايگی و
خيانت پيشکی در قبال منافع کارگران است و همه اين صفات هم باچاشنی دفاع از انديشه
انقاتب جهانی آميخته است ولی ما بررسی مشروحترمحتوای اين جزوه را ناچار به فرصت ديگری موکول
می کنيم. در اينجا فقط يک نکته را هم متذکر ميشويم و آن اينکه: در گذشته بسيار
بسيار دور يعنی در آن زمان که کائوتسکی هنوز مارکسيست بود راه ارتداد در پيش نکرفته
بود و به مسائل از زاويه ديد يک مورخ مينگريست، امکان فرارسيدن وضعی را پيش بينی
ميکرد که در آن روحيه انقلابی پرولتاريای روسيه برای اروپای غربی سرمشق قرارکيرد.
اين موضوع سال 1902يعنی به زمانی مربوط است که کائوتسکی در روزنامه ايسکرای (2) انقلابی مقاله ای تحت عنوان اسلاوها انقلاب نگاشته
بود. ينک بخشی از نوشته او در آن مقاله: اسلاوها به صفوف خلق های انقلابی
پيوسته اند، بلکه مرکزی ثق انديشه ی انقلابی وعمل انقلابی نيز بيش از بيش بسوی
اسلاوها ميگرايد... مرکزی انقلاب از باختر به خاور ميگرايد. در نيمه اول قرن
نوزدهم اين مرکز در فرانسه و گهگاه در انگلستان قرارداشت.در سال 1848 آلمان نيز به
صفوف ملل انقلابی پيوست... سده نوين باچنان رويدادهای آغاز مگردد که اين فکر
راپديد می آورد که ما با يک انتقال ديگرمرکزی انقلاب يعنی باانتقال آن به روسيه
روبرو هستيم... روسيه که اين همه ابتکار انقلابی از باخترکسب کرده است، شايد اکنون
خود آماده باشد برای باختر به سرچشمه نيروی انرژی انقلابی بدل گردد. بعيدنيست که
زمانه های آتش جنبش انقلابی روسيه نيرومندترين وسيله ای از کار در آيد که روح
فيليستينيسم وارفته و سياست بازی زيرکانه را که در صفوف ما آغاز رسوخ نهاده است،
فروسوراند و ديگرشوق به پيکار و وفاداری پرشور به آرمان های سترگ را در ما
برافروزده ديرزمانی است که روسيه ديگر برای اوپای باختری تکيه گاه ساده ای ارتجاع
و استبداد نيست . اکنون ميتوان گفت که وضع درست عکسی ايد است، بدين معنی که اينک اورپا به تکيه گاه ارتجاع و استبداد روسيه بدل
ميگردد. اگر انقلابيون روسيه مجبورنبودند در آن واحد هم برضد تزار و هم برضد متفقش
سرمايه ی اروپايی مبارزه کنند،شايد اکنون ديرگاهی بود که کار را باتزار يکسره
ساخته بودند. اميدواريم که اين بارموفق شوند کار ار با هر دودشمن يکسره سازند
اتحاد مقدس جديد زودتر از اسلافش فروپاشد.
ولی فرجام پيکارکنونی در روسيه هر چه باشد وآلام قربانيانی که متاسفانه ميزان آن
در اين پيکار فزون از شمار خواهد بود ،رايگان بهدر نخواهد رفت.اين خون های جوانه های
انقلاب اجتماعی را در سراسر جهان متمدن بارورميسازد و باخرمی و شتابی بيش از بيش
به نشو و نماواميدارد. در سال 1842سلاوها بکردار سرمای سوزانی بودند که شکوفه های
بهاری خلق ها را نابود ساخت. شايد اکنون نقش آنها بکردار
طوفانی باشد که تل يخ ارتجاع را درهم شکند و بانيروی دفع ناپذيری بهاری نوين
وخجسته برای خلق ها به ارمغان آورد. کارل کائوتسکی) اسلاوهاوانقلاب مقاله مندج در
اسکرا روزنامه انقلاب سوسيال دمکراتيک روسيه، شماره 185، مورخ 10 مارس سال 1902.
براستی که هيجده سال پيش کارل کائوتسکی چه خوب مينوشت! [
صفحه یک تا پنج کتاب بیماری کودکی، چپگرایی، در کمونیسم اثر: لنین ] بازنویسی
از: حاجی تاوانی 10/12/05 |
||||
|